استاد محبوب ما در دانشکدۀ ادبیات
استاد دکتر مظفر بختیار یکی از معدود استادان خوب ما در دانشکدۀ ادبیات بود. با اینکه سختگیری میکرد بچهها همیشه مایل بودند با او کلاس بردارند تا از محضرش بیشتر بهرهمند شوند. اولین حرفی که سر کلاسها میزد این بود که من سر این کلاس حرفهایی میزنم که در کتابهای شما نیست. چون قرار نیست همان حرفهای کتابهایتان را اینجا برایتان خلاصه کنم. متنی را هم اگر درس میداد از بین متونی انتخاب میکرد که دیگران بدان کمتر توجه میکردند. مثلاً سر کلاس تاریخ بلعمی میخواند یا اسکندرنامه.کلاسهای حافظ و تاریخ ادبیات او مخصوصاً خیلی طرفدار داشت.
حقاً هم کلاسهایش متفاوت بود. احاطهای که او بر ادب فارسی و هنر ایرانی داشت احتمالاً در وجود کمتر کسی جمع باشد. همیشه از چیزهایی میگفت که برای ما تازگی داشت. از مشک ختا و ختن بگیر تا خط میرزا غلامرضا خوشنویس اصفهانی. وقتی هم به منزلش که بیشتر به موزه میمانست میرفتیم اینها را به ما نشان میداد.
از اینها گذشته از معدود استادانی بود که شأن استادی داشت. خوشصحبت و خوشلباس هم بود. گاهی هم با شاگردان نزدیکش شوخیهای ظریفی میکرد. وقتی از در دانشکده داخل میشد هیبتی داشت که ترس و احترام را با هم در ما برمیانگیخت. همین هم باعث میشد همیشه درسهای او را خوب حاضر کنیم. وقتی بازنشسته شد دیگر قدم در دانشکده نگذاشت. بارها از ایشان خواستند تدریس واحدی را بر عهده گیرند اما دکتر بختیار سر باز زد. میگفت دیگر به این دانشکده دلبستگی ندارم. دانشجویانی را که بخواهم در منزلم میبینم.
در کار علمی هم وسواس بسیار داشت و دارد. تعداد تألیفاتش اندک است اما همانها با وسواس بسیار چاپ شده است. دستکم ده سالی است که قطعات زیادی از میرزا غلامرضا را با مقدمهای تحقیقی در کتابی مستقل آمادۀ چاپ کرده اما هربار که سراغ کار را از ایشان میگیریم میگوید عجله ندارم. باید کاملتر شود.
بختیار سالها در چین زندگی کرده و آگاهیهای بسیاری از آن سرزمین و ارتباط چین و ایران در ادوار گذشته دارد. هیچکس چون او از اسلام و زبان فارسی در چین اطلاعاتی بدین گستردگی ندارد. بختیار برای تدوین مهمترین اثرش: بررسینامۀ نسخههای خطی اسلامی در چین به تمام مناطق چین که گمان داشته نسخ اسلامی در آنجا مضبوط باشد شخصاً سفر کرده است و طبعاً این سفرها به احاطۀ او افزوده است. او نخستین ایرانی است که از دانشگاه پکن نشان استاد ممتازی دریافت نموده است. شاید هنوز هم تا به امروز تنها ایرانی باشد که این افتخار را کسب کرده است.
چند ماه پیش با دانشجویان دانشکدۀ ادبیات به منزلش رفتیم و تولد هفتاد سالگی او را جشن گرفتیم. دیر زیاد آن بزرگوار خداوند. یکی از عکسها را هم چند روز پیش که برای دیدارشان رفته بودیم انداختیم.
محمد افشینوفایی
