نقد کتابی از کامیار عابدی
مجموعهء اشعار گلچین گیلانی (مجدالدین میرفخرایی)، گردآوری و تدوین كامیار عابدی، رشت، فرهنگ ایلیا، 1389، 382ص، 7500 تومان.
مجدالدین میرفخرایی (متولد رشت، 1288- متوفی لندن، 1351) كه بعدها نام گلچین گیلانی را بهعنوان نام شعری خود برگزید، بیشتر با شعرهای «باران» (باز باران / با ترانه/ با گهرهای فراوان/ میخورد بر بام خانه...) و «پروانه و فریدون» (گل بود و سبزه بود و سرود پرنده بود...) در خاطر خوانندگان شعر مانده است. گلچین از پیشاهنگان نوآوری در شعر فارسی بود كه لزوم تجدد را بهنگام دریافت و توانست بر نوسرایان بعدی تأثیر گذارد. در نوگرایی، البته افراط نكرد؛ اما كوشید با اشعاری صمیمی و تازه در عرصهء شعر حضور داشته باشد.
كتاب مجموعهء اشعار گلچین گیلانی به مناسبت صد سالگی شاعر انتشار یافته است. در یادداشت كوتاهی كه از طرف حوزهء هنری گیلان در مقدمهء كتاب نگاشته شده، آمده است: «بزنگاههای تاریخی، سبب خوبیست برای یادآوری؛ تفالی نیك است و مجالی برای قدرشناسی. صدمین سال تولد گلچین گیلانی برای مردمان زادگاه و وطنش، گیلان و ایران، چنین بزنگاهیست.»
در هنگام مطالعهء كتاب، اشتباهاتی شامل كاستیهای وزنی، ایراد قوافی، جاافتادگی و جابجایی، بدخوانی و اغلاط چاپی دیده شد. حجم اغلاط در کاری اینچنین که نقل اشعاری است که بسیاری از آنها پیش از این به درستی حروفچینی و چاپ شده، شگفت است. چند مورد برای نمونه در اینجا آورده میشود تا در چاپ احتمالی بعدی برطرف شود:
● در ص 104 آمده است:
یك روز دوباره خانه خواهم رفت
اما... اما كجاست آن خانه؟
نه مادر
نه پدر
نه در...
*
آیا... آیا همه چیز بود افسانه
□ وزن شعر بالا به شكلی كه در كتاب چاپ شده نادرست است. «آیا» كه در آغاز سطر آخر(مصرع چهارم) آمده متعلق به آخر مصرع سوم است.
● در ص170 دو بیت جاافتادگی در دو موضع مختلف وجود دارد و تحریف یك واژهء دیگر(نسبت به مأخذ ذكر شده در پای شعر یعنی مجلهء ارمغان) نیز دیده میشود.
□ ابیات افتاده از این قرارند:
برو تو قدر جوانی خود ز پیران پرس
كه قدر صحت داند كسی كه شد بیمار
ز تنبلی و كسالت حذر نما گلچین
كه مرد دارد از تنبلی و سستی عار
در بیت اول صفحه، «مینماندش آثار» در اصل «مینماند ایچ آثار» است.
● در ص 350 نخستین لخت بند پایانی جا افتاده است:
□ چرا اندوهگین گردم...
● ص 188 آمده است:
پدرش رفت و مانع شد
داد این پند و خشم زن بگسست
□ وزن مصرع نخست مخدوش است و یك كلمه جاافتادگی دارد. در مأخذ اصلی یعنی مجلهء ارمغان، صورت درست چنین آمده است:
پدرش پیش رفت و مانع شد...
● ص195 آمده است:
دانستمی كه پس از تحصیل
همسر شود زرنگ و كمی بهتر
□ وزن مصرع اول در صورت فعلی درست نیست و یك كلمه افتاده است.
● در ص 308 دو لخت زیر بعد از لخت دوم جا افتاده است:
□ بالای در پایین در
زنگ خطر، زنگ خطر
● ص 199 در قصیدهء شب مهتاب آمده است:
باد از آن دورها، صدای كلاب
میشنیدم صدای ضربت دل
میشنیدم صدای ضربت دل
كه همی كرد سخت دق الباب
□ در اینجا یك مصرع جا افتاده و به جای آن مصرع دیگر تكرار شده و قافیه هم نادرست شده است. صورت درست در مجلهء ارمغان چنین آمده است:
همه خاموش و گاه میآورد
باد از آن دورها صدای كلاب
میشنیدم صدای ضربت دل
كه همیكرد سخت دق الباب
● در همان صفحه اشتباه دیگری نیز رخ داده است:
تا منم با تو و تویی با من
هست آن دو همان به حد نصاب
□ در مصرع دوم گردآورنده دچار بدخوانی شده و «اندوهمان» را «آن دو همان» خوانده و چاپ كرده است.
● در ص256 هم یك بدخوانی دیده میشود:
بیار امّید ای آتشفشانها
در این بستر كه بی روز است و بی شام
□ صورت درست چنین است:
بیارامید ای آتشفشانها...
● ص 205 آمده است:
با مردم این زمانه بودن تا كی
دوری ز فرشتگان زیبا تا چه چند
□ در مصرع دوم «چه» اضافه است.
● در ص228 كه آغاز یكی از زیباترین شعرهای گلچین است دو اشتباه وزنی دیده میشود:
پروانه و فریدون، صد سال پیش از این
یك روز آمدند در این باغ دلنشین
گل بود و سبزه بود و دل تند فرَوْردین
میزد نسیم، نرمك، بر روی بركه چنگ
میگشت قوی سیمتن برآب سیم رنگ
□ كلمات سیاه شده در متن باید به صورت «فَروَدین» و «سیمین» بیایند و در صورت فعلی در كتاب، وزن شعر مخدوش است. در چنین مواردی دانستن عروض میتوانست گردآورنده را از لغزش بازدارد. ضمناً در همین صفحه به جای «دلدار» در اصل [= مجلهء سخن] «دلداده» آمده است.
● در ص236 لخت سوم و چهارم در آغاز صفحه جابجا شده است. در لخت دهم همین صفحه كلمهء «گِل» بعد از «گچ» جا افتاده است.
● در صفحات 252 و 253 چند كلمه جا افتاده است:
□ دور از همچشمی شیطان و یزدان
دور از آزادی [و] دیوار زندان
دور، دور از دردِ پنهان...
دور، گفتم دور؟ [گفتم] سوی خوشبختی پریدم...
در رگ من نبض حسرت تار میزد، [تار میزد]
● ص 35 آمده است: سبك مانند باد بیهوا، نرم
چو پرواز پروانهها، گرم
□ وزن لَخت دوم مخدوش است و صورت درست آن اینگونه است:
چو پرواز [پر] پروانهها، گرم
● در ص51 آمده است:
تابش تیرگیست، اینجا نیست/ جز بلندی: بلندی پستی/ جام هشیاری سرمستی/ در كف مست هست و پیدا نیست// رهنمای بزرگ همراه است/ كجی راستیست راه درست...
□ وزن لَخت سوم نادرست است و یك كلمه كم دارد و در لخت پنجم نیز باید به جای «همراه»، «گمراه» بیاید.
● در ص55 چنین آمده:
...كه میخزد به تن كرمهای سیاه
بیا دوباره چو رنگینكمان به اشك روان...
□ پیداست در لخت اول یك كلمه افتاده است. صورت صحیح چنین است:
كه میخزد به تن [نرم] كرمهای سیاه
● در ص74 آمده است:
پس ز خود خواهد پرسید: آن چه بود؟...
□ وزن این لخت از شعر به صورت نقلشده مخدوش است و باید به جای «خواهد»، «خواهید» باشد تا وزن و معنی درست شود.
● در ص177 بیتی آمده كه وزن مصرع دوم آن مخدوش است:
فرشته بگزین از بهر دوستی گلچین
كه مردم زین ره گردد فرشته را مانند
□ در مصرع دوم به جای «مردم» باید «مرد» باشد تا وزن درست شود.
● در ص217 كلمهای از یكی از لختها افتاده است:
□ آنگاه رنگ [اختر] بینی و ماهتاب
● در ص146 بیت زیر آمده است:
هستی من یك- دو ماهی از تو بوَد
رفتی و رفتی... ولی آوَخ، چه زود
□ چنانكه دیده میشود، با گذاشتن فتحه بر واو در واژهء «بود»، وزن و قافیه مخدوش شده است.
● ص305 آمده:
آنگه همراه دم، دمادم
خواهد گردید در بیابان
در لخت اول به جای «دم» باید «من» باشد.
*
□ كتاب، غلطهای چاپی دیگری هم دارد؛ مثلاً ص7 یادادشت به جای یادداشت، ص34 میكشید به جای میكشند، ص37 گمراه به جای گمره، ص43 بخون به جای بخوان، ص49 چشم به جای چشمم، ص78 بابات به جای بابات(طبق رسم خط گردآورنده)، ص83 تیز به جای تیر، ص156 پَر به جای پُر، ص165 آنِ به جای آنْ، ص169 ازآنك به جای درآنك، ص175 نعتمی به جای نعمتی، ص176 شوی به جای شود، ص179 گناه به جای گیاه، ص197 شیشهء، در (ویرگول زائد است)، ص 243 آوّخ به جای آوخ، ص262 دور به جای دود، ص269 بادبادنها به جای بادبانها، ص309 میلرزد به جای میارزد، ص326 نالهء امید به جای نامهء امید، ص329 زندگای به جای زندگانی، ص332 باد به جای یاد، ص351 آب میشود به جای آب میشوند، ص352 كهشكان به جای كهكشان، ص353 گفتم به جای گفت، همان ص ندارد به جای ندارم، ص 355 مَل به جای مُل و...
□ نكتهء آخر اینكه، رسم خط نامناسبی دربارهء كتاب اعمال شده است: مثلا «بازدیدات» به جای بازدیدت (ص50)؛ «مادراش» به جای مادرش (ص188،225)؛ «دستات» به جای دستت (ص200)؛ «شرمام» به جای شرمم (204)؛ «مهرات» به جای مهرت (ص244) و مواردی از این دست.