جعبه آینۀ کتاب
● متون ایرانی (مجموعه رسالههای فارسی و عربی از دانشوران ایرانی)، به کوشش جواد بشری، تهران، کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی؛ دفتر یکم، 1390، 600 ص، 15000 تومان؛ دفتر دوم، 1390، 640 ص، 15000 تومان؛ دفتر سوم، 1391، 898 ص، 31000 تومان
چاپ مجموعه رسالههای کهن در قالب کتابی مستقل، راهی است نیکو که ایرج افشار ــ زنده بادش یاد ــ آغاز کرد و اکنون جواد بشری و یارانش این راه را به خوبی ادامه میدهند. انجام این کارها البته زحمت زیادی دارد و حوصله و توان بالایی نیز میطلبد. ناشری ایراندوست هم باید پیدا شود و طبع این کتابها را در سلسلة انتشارات خویش پذیرا باشد. خوشبختانه بهروز ایمانی، مدیر دانشمند مرکز پژوهش کتابخانة مجلس، با درک اهمیت موضوع، چاپ متون ایرانی را در کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی بر عهده گرفته و آن را به شکلی آراسته انتشار داده است. نقش دكتر رسول جعفريان، مدير مدبّر پيشين كتابخانه را هم نبايد ناديده گرفت؛ بشری خود در مقدمۀ دفتر سوم از او تجلیلی ویژه کرده است.
متون ایرانی مجموعه رسالههای فارسی و عربی است از مؤلفان ایرانی. محدودة تاریخی آن هم از پایان عصر تیموری جلوتر نمیآید. موضوع رسالهها بیشتر در حوزة علوم انسانی است، اما گاه در ميان آنها رسالههایی دیگر نيز یافت میشود. از اين سلسله تا كنون سه دفتر نشر شده است:
دفتر یکم مجموعه رسالههایی است که در دو بخشِ متون تصحیحشده و چاپ عکسی (نسخهبرگردان) سامان یافته است: بخش نخست شامل رسالههای زیر است: 1. رضینامه (الف. ضرورت تصحیح دوبارة آثار رضیالدین نیشابوری از جواد بشری ب. اشعار بازیافتة رضیالدین نیشابوری تصحیح افشین عاطفی ج. زندگی و دوران رضیالدین نیشابوری از دکتر هادی حسن به ترجمة محمدحسین رفیعی) 2. ترجمهای کهن از جزء پنجم قرآن، اکرمالسادات حاجی سیدآقایی 3. رساله در معرفت خواص احجار و جواهر، تصحیح فاطمه مهری 4. قصیده در علم عروض از حسامالدین حسن خویی، تصحیح محسن ذاکرالحسیني 5. دیوان اسماعیل بن بابا قزوینی، تصحیح امینه محلاتی 6. سخنان بایزید بسطامی، تصحیح عمادالدین شیخ الحکمایی و ایرج شهبازی 7. فکاهات و مضاحک، تصحیح حسن عاطفی. بخش دوم چاپ نسخهبرگردان امالی محمود بن عزیز خوارزمی، با مقدمة محمدکاظم محمودی و اخلاق معزّی، با مقدمة جواد بشری است.
دفتر دوم پس از مقدمه شامل دو بخش است: بخش یک: متون تصحیحشده که شامل اینهاست: 1. بخشی از المجالس و المواعظ جمالالدین استاجی، تصحیح فرزاد مروّجی 2. ادبیات الفاظ کفر در فقه حنفی و میراث فارسی آن از بخارا و نواحی (فارسیات کتاب فتاوی تاتارخانیه از سال 777 ق)، تصحیح رسول جعفریان 3. اختیارات مختارنامه، تصحیح سید علی میرافضلی 4. گلزار شطرنج سرودة حیران شیرازی، تصحیح ایرج افشار 5. غزلیات ابنعماد خراسانی، تصحیح زینب افضلی 6. رسالة عرفانی از رشیدالدین محمد بیدوازی، تصحیح اکرم نظری 7. تحذیر السالک من الوقوع فی المهالک از شهابالدین غزّی، تصحیح محمد سوری. بخش دوم هم چاپ عکسی دو رساله در چشمپزشکی از ابن ماسویة خوزی است با مقدمة یوسف بيگباباپور.
دفتر سوم که با تأکید بر دیوانها و اشعار فارسی است در دو بخش گردآوری شده است: بخش یکم متون تصحیحشده شامل: 1. اشعار رفیعالدین عبدالعزیز لنبانی از سید علی میرافضلی 2. دیوان شمسالدین (/ جلالالدین) ورکانی، تصحیح اسماعیل شموشکی 3. بخشی از قصص الانبیاء نسخة 247 سنا، تصحیح اکرمالسادات حاجی سیدآقایی 4. مقامات و مقالات مشایخ در چگونگی خرقه، تصحیح احسان پور ابریشم 5. سفینة شاعران قدیم (نیمة دوم نسخة 651 سنا) به کوشش محمدرضا ضیاء 6. بدایهًْالذاکرین از امینالدین محمد بلیانی، تصحیح دکتر اکبر نحوی 7. تعابیر فارسی در الفاظ طلاق و سوگند در متون فقه حنفی، به کوشش دکتر رسول جعفریان 8. نویافتههایی از سلیمی تونی در خلاصهًْالاشعار، به کوشش نفیسه ایرانی 9. دیوان وزیری، تصحیح دکتر طورغای شفق 10. رساله در اصول و قواعد خطوط [سته]، با مقدمة علی صفری آققلعه، تصحیح حامد اعتصام. بخش دو نیز چاپ عکسي غرهًْ الالفاظ و نزههًْ الالحاظ ظهیری سمرقندی است که با مقدمة یوسف بیگباباپور انتشار یافته است.
بشری توانسته با انتخاب افراد غالباً توانمند برای تصحیح رسالهها و نشر آنها در یک مجموعه خدمتی ارزشمند به ایران و زبان فارسی انجام دهد. تصحیح بسیاری از این رسالهها را بشری، به مصححان پیشنهاد کرده و حتی نسخههای آنها را نیز خود در دسترس آنان قرار داده است. برخی هم نسخههایی است که مصححان خود در اختیار داشتهاند.
به هر حال اینکه بشری به تنهایی و بدون داشتن هیچ دفتر و دستکی موفق شده پشت میز کارش در منزل چنین طرح ارزشمندی را پیش ببرد و سه جلد آن را در یک سال نشر دهد و دو جلد دیگر آن را هم آماده سازد چيزي است كه باید قدر دانست. مؤلفان و مصححان رسالهها نیز غالباً توانستهاند بهخوبی کار را انجام دهند و بدین طریق مجموعة گرانقدری شکل بگیرد.
چون از وسواس علمی و دقت نظر دوست عزیز و دانشمندم، جواد بشری آگاهم در اینجا بعضی پیشنهادات خود و نیز برخی سهوهای جزئی مؤلفان یا مصححان رسالات این مجموعه را که به نظرم رسیده یادآور میشوم. البته واضح است که مسئولیت هر متن با مصحّح آن است.
ـ در المجالس و المواعظ (دفتر دوم، ص 35) آمده است:
ای سـمن باغ دل، عـارض زیبای تو
غالیه بر روی صبح، زلف قمرسای تو
حلقة گوش دلـم، موی تو زنجیر تو
سرمة چشم سرم، خاک کف پای تو
○ مصحح در پایان مصرع سوم نوشته است: «کذا». صورت صحیح این مصرع باید چنین باشد: حلقة گوش دلم موی چو زنجیر تو.
ـ در المجالس و المواعظ (ص 43) آمده است:
«... کلُّ شیءٍ له أیهًٌْ تَدُلُّ علی أنّهُ واحدٌ» و کنار سه نقطه توضیح مصحح چنین است: «یک کلمه محو شده است.»
○ این عبارت که مصحح آن را به شکل نثر نوشته بیتی است از ابوالعتاهیه که صورت کامل آن چنین است:
ففی کلّ شیءٍ له آیهًٌْ
تــدلُّ علی انّه واحــدُ
(دیوان ابوالعتاهیه، قدم له و شرحه مجید طراد، بیروت، دارالکتاب العربیه، 2004 م، ص 112)
ـ در المجالس و المواعظ (ص 63) آمده است:
هنگامة خورشید ز بازار تو بشکست
بازارچـة سـرو ز رفتـار تـو بشکــست
○ در نسخه که تصویر آن در صفحة 32 آمده به جای «بازار»، «رخسار» آمده و همین هم درست است.
***
- در مقدمة گلزار شطرنج، پانویس مصحح (دفتر دوم، ص 194) چنین است: «به علت دشواری در نشان دادن مهرههای سیاه و سرخ در صورت تصحیحشدة چاپی، مهرههای سرخ با حروف توخالی و مهرههای سیاه با حروف توپُر حروفچینی شد.»
○ در حالی که وقتی به تصاوير صفحة بازي مراجعه میکنیم درمییابیم غالباً این حروف با هم آمیختهاند: مثلاً دو شاه با حروف توخالی چاپ شده است. البته شايد این اشکال در نسخة اساسِ تصحيح بوده است اما به هر حال معمای شطرنج در این حالت قابل حل نيست.
○ در همین متن (ص 221) تاریخ نقلشده در داخل [ ] غلط مطبعی است. 785 صحیح است به جای 875.
***
ـ در صفحة 86 دیوان ورکانی (دفتر سوم)، که جزو مهمترین متون چاپشده در این مجموعه است و مصحح نیز بخوبی از پس تصحیح آن برآمده، آمده است:
پيش من بنده به اقبال تو ارباب سخن
در معـانيگـه انشـا همه ســودازدهاند
بهر تقویم کلام کجشان صفحة دل (؟)
جـدول از مسطرِ این قطعة غرّا زدهاند
○ مصرع سوم نیازی به علامت سؤال ندارد و معنی بیت روشن است: شاعران ديگر از برای راست گردانیدن (= تقویم) کلام کج و نااستوار خویش، صفحة دل خود را با این قطعة غرّا که همچون مسطر (= خطکش) است [از شدت راستی و استواری] جدول زدهاند. شاعر ظاهراً بدین مطلب هم که در قدیم تقویمها را جدولکشی میکردند نظر داشته است.
ـ همان جلد ص 109 (ديوان وركاني) آمده است:
سپهر اطلس از آن روی شد به صفّ نعال
بـر تـو تا نشود مسـتحق کـفش و بـلاس
○ «پلاس» به جای «بلاس» صحیح است.
***
○ در «قصص الانبیاء» (نسخة 247 سنا) (دفتر سوم، ص 129) در بخش واژهها و تلفظهای کهن، «سون» (= سو) که در ورق 69 پ (= ص 244) آمده از قلم افتاده است.
○ دربارة این تصحیح یک نکتة کلی نیازمند یادآوری است. کاتب نسخه حرف «ر/ ز» را به دو شكل مختلف که قدما آن دو را «راء/ زاء مشمّر» و «راء/ زاء مقوّس» میگفتهاند[1] نوشته است. مصحح محترم هر کجا کاتب حرف «ز» را از نوع مشمّر نوشته است، به غلط «ذ» خوانده و آن را جزو تلفظهای کهن محسوب کرده است. به دليل همین بدخواني است که مثلاً کلمة «فرزند» را گاه «فرزند» و گاه «فرذند» ضبط كرده است. یا «روزی» را گاه «روزی» (ص 243، سطر 10) و گاه «روذی» (ص 244، سطر 13) ثبت نموده است. البته در همین نمونة اخیر که تصویر نسخه هم به چاپ رسيده «راء» روزی نیز مانند «زاء» مشمّر نوشته شده، اما چون محمل زبانشناختی برای ثبت كلمه به صورت «دوذي» وجود نداشته از اين كار صرف نظر شده و اين خوانش فقط بر حرف «ز» تحمیل گرديده است. از همين قبیلاند کلماتی چون: «اذ» (حرف اضافة از)؛ «ذاغ» که یک بار به همین صورت و بار دیگر در سطر بعد به صورت «زاغ» ضبط شده است؛ «نیذ» (= نیز)؛ و «آرذوی» (= آرزوی). این بدخوانی ابتدا از سوی ژیلبر لازار صورت گرفته است.[2]
ـ مصحح کلمة «نشسته» را «نشته» خوانده و جزء واژههای مهم و کهن متن ثبت کرده و در پانویس نوشته است: «در اصل با سه نقطه زیر ش».
○ حال آنکه کاتب این سه نقطه را دقيقاً برای همین گذاشته بوده که وقتی یکی از این دو حرف را کشیدگی کوتاه میدهد کسی آن را «نشته» نخواند. اهل فن میدانند که در رسمالخط قدیم اغلب زیر «س» سه نقطه گذاشته میشده است. مصحح خود نيز در مقدمه (ص 132) به این مطلب اشاره کرده است؛ اما هنگام تصحیح هرجا کشیدگی حرف کمتر بوده «س» را نخوانده است.
ـ در مقدمة قصص الانبیاء (ص 136) نوشته شده است: «در مواردی « ـه/ ه» در پایان برخی کلمات متحرک است: یکی حیلهَ بکن 53پ، قطرهَ قطره 67پ، فایدهَ 1پ، با خویشتن بیرون آوردهَ 6پ.»
○ لازم به یادآوری است که در همة موارد بالا فتحه متعلق به حرف پیش از «ه» است که ممکن است کاتب کمی آن را جابجا نوشته باشد. همة نمونههایی که ایشان ذکر کردهاند مواردی هستند که حرف پیش از آنها متحرک است و اتفاقاً «ه» پایانی ناملفوظ است.
***
ـ در سفینة شاعران قدیم (نیمة دوم نسخة 651 سنا) (دفتر سوم، ص 375) که معرفی خوب و مفصلی از این نسخه است و اشعار مهم آن نیز در کتاب درج شده، ضمن نقل اشعار عمادی غزنوی آمده است:
چون مرا از لشکر سلطان به ری پیوست بخت
بــر در قــاضی حسـن دیـدم معــالی را وطــن
اندران فکـرت که این قاضی چـو آن قاضی بـود
از عــرق در آب آتــشزای دیــدم خـویـشتن
آسمان گفت آفتابا با غمادی (کذا) کوبه است
خاک این قاضی حسن از خون آن قاضی حسن
○ شعر، چنانكه ذكر شده از عمادي غزنوي است. صورت صحیح مصرع ششم چنین است: آسمان گفت آفتابا با عمادی گو به است.
ـ در همین متن یک رباعی به نام «عمادی غزنوی» آمده است (ص 451):
تا جان دارم غمت ز جانم نرود
مهــرت ز روان مهـربانم نــرود
گر میرم و خواهم که شهادت گویم
جـز نـام خوش تو بر زبانم نرود
و مصحح محترم در پای صفحه نوشته است: «در دیوان عمادی نبود».
○ این شعر در دیوان مجد همگر (ص 731) آمده است. از آنجا که این رباعی در نسخة رباعیات مجد همگر به خط نوهاش (بریتیش میوزیم، ش 3713، مورخ 697 ق، گ 124 ر) هم آمده است در درستی انتساب آن به مجد همگر جای تردیدی نیست.
ـ در ص 467 همین متن آمده است:
دردم بشــنید گفت بـر من بدو جـو
اشکم چو بدید گفت بر من بدو جـو
جان کردم عرضه گفت یک خرمن ازین
نزدیک من ای سوختهخرمن بدو جو
○ در مصرع اول «هر» به جای «بر» صحیح است و در این صورت علاوه بر از میان رفتن عیب تکرار قافیه، با ایجاد جناس میان «من» در محل قافیههای مصرع اول و دوم، صنعت رایج ذوقافیتین مبتنی بر تجنیس در رباعی آشکار میشود.
[1]) نوع سوم این حرف در تداول خوشنویسان قدیم «راء مرسل» خوانده میشده است.
[2]) ترجمة نوشتة لازار در پانویس صفحة 131 آمده است. آنچه را ما اشتباه لازار خواندهایم فقط مربوط به همین نسخة قصص الانبیاء است وگرنه در تبدیل این دو حرف به یکدیگر در بعضی مواضع جای تردید نیست.