نسخهشناخت (پژوهشنامة نسخهشناسی نسخ خطی فارسی)، پژوهش و تألیف: علی صفری آققلعه، با مقدمة ایرج افشار، تهران، میراث مکتوب، 1390، 623 ص، 19000 تومان

کارهایی هست که انجام دادن آن مستلزم احاطه بر چندین دانش و تخصص و صرف حوصله و وقت بسيار است. طبعاً افراد معدودی شایستگی آن را مییابند که به این کارها بپردازند. از این افراد صاحب صلاحیت هم (که خود بسیار اندکاند) شمار اندک‌تری مجال آن را دارند که دست به انجام کارهایی بزرگ بزنند. اما اگر زمانه هم مساعدت کرد و کاری چنین شکل گرفت نام صاحب کار ماندگار خواهد شد.

نسخهشناخت علی صفری از این قبیل کارهاست. مهمترین و کاملترین پژوهشی است که تاکنون در باب شناخت نسخ خطی فارسی انجام پذیرفته است.

کتاب با مقدمة ایرج افشار آغاز میشود. عنوان آن چنین است: «بودن با نسخة خطی». عنوانی ساده و خودمانی مانند دیگر عناوینی که افشار انتخاب میکرد. افشار در این مقدمه به سابقة آثاری از این دست پرداخته و نوشته است: «پس از درسنامة جاافتاده‌ای که از مرحوم دکتر مهدی بیانی (1285-1346 خ) کتابدار پیشگام و نسخهشناس متبحر منتشر شد، کتاب روشمند علی صفری آققلعه گویاترین مجموعة منظم در آن زمینه است که مبتدیان را با اصول و ضوابط اصلی نسخهشناسی آشنا میسازد و ضمناً منتهیان را متوجه میسازد که ناگفتهها و ریزهکاریهای تازهیافتی خود را ــ که هنگام فهرستنگاری نسخههای معرفیناشده مییابندــ مقالهگونه در نشریهها و مجلهها منتشر سازند تا به تدریج فن شناخت بدنة نسخههای خطی گسترش یابد و از راه تبادل نظر، موارد نودیده و تازهیاب شناسایی و تثبیت شود.» (ص پانزده).

کتاب در دو بخش کلیِ نسخهشناسی عمومی و آرایههای نسخه تنظیم شده است: بخش نخست شامل دو فصل است: 1. آشنایی با نسخة خطی و انواع آن (با مباحث: تعریف مختصری از نسخه، شناخت بخشهای اصلی نسخه، انواع نسخهها از دیدگاه مندرجات، شيوههاي پيشينيان در مقابله و تصحيح نسخه) 2. ساختارهاي اساسي و شیوة تولید نسخه (کاغذ، کراسهسازی، مسطر، کتابت نسخه، انجام متن، انجامة کاتب، رکابهنویسی و کراسهشماری، صحافی و جلدسازی).

بخش دوم کتاب (آرایههای نسخه) خود هفت فصل را در بر میگیرد: 1. اصطلاحات عمومی 2. آرایههای کاغذ 3. جدول و کمند 4. فهرست نسخه 5. پشت نسخه 6. سرلوحه (سرلوح) 7. شیوههای آرایش انجامة نسخهها.

در انجام کتاب هم تصاویر رنگی اجزای مختلف نسخهها آمده که در درک مطالب برای خوانندگان سودمند تواند بود. بر اهل فن پوشیده نیست که این تصاویر با زحمت بسیار و در طول سالها به منظور تألیف چنین اثری جمعآوری شده است.

چون كتاب صفري آققلعه از نخستين گامهاي جدّي در اين حوزة وسيع پژوهشي به شمار ميرود، طبعاً تكميل مباحثش مستلزم گذشت زمان و جمع شدن مواد بيشتر براي تحقيق است. و این کاری است که میدانم مؤلف خود بیش از هر کس دغدغة آن را دارد. چند نکتة جزئی در ضمن مطالعه به نظر بنده رسیده است که در اینجا به عنوان پیشنهاد مطرح میکنم.

ـ در صفحة 8 زیر عنوان «جُنگ (سفینه)» آمده است: «واژههای سفینه و جنگ در گذشته، و امروز نیز، معمولاً برای نامیدن مجموعههای شعری به کار میرفته است.»

در تأیید و تکمیل این مطلب باید افزود که واژة سفینه را برای مجموعههای نظم و نثر نیز به کار میبردهاند؛ مثلاً در مقدمة سفینة کهنی که امروز در کتابخانة مجلس نگهداری میشود (651 سنا) و گویا در اوایل سدة هشتم تدوین شده است میخوانیم: «به حکم این فصل و بنابر این اصل ارباب خرد و اصحاب فطنت برای تنقیح قرایح و تفریح فوارح و دفع بلیت و جرّ جمعیت مجموعهای میسازند و بحار علوم از منثور و منظوم در او می‌پردازند و شوارد فواید و زواید لطایف که از افواه زیرکان و متون دفاتر صید کنند به واسطة کتابت در قید می‌آرند و انواع فواید و فراید در آن دفینه میکنند و نام سفینه مینهند.» (گ 1پ، 2ر).

ـ در بخش «آهار و مهره» (ص 56 ـ60) ضمن توضیح شیوة کار نوشتهاند: «ابتدا کاغذ را با مقداری لعاب نشاسته یا مواد مشابه ... آغشته و این ماده را آنقدر با دست بر روی کاغذ میمالیدند تا کاملاً به خورد آن برود.» (ص 58).

از بعضی منابع کهن برمیآيد که آهار را با قلمموی پهن یا پارچة سفید تمیز هم بر سطح کاغذ میمالیدند. (مثلاً، نک: «رنگآمیزی کاغذ و مرکّبسازی، برگرفته از کتاب جواهر الصنایع»، بهکوشش سید علی آلداود، نامة بهارستان، 1389، دفتر 16، ص 32).

ضمناً دربارة آهار دادن کاغذ مطلب مستقلی منسوب به خلیل قلندر هروی در بخش دوم از جلد دوم کتاب امتحان الفضلاء میرزای سنگلاخ به چاپ رسیده است (چاپ سنگی تبریز). همچنین اطلاعاتی کوتاه اما مهم و منحصربهفرد دربارة آهار کاغذهای مناسب خوشنویسی در کتاب منشآت سلیمانی (به کوشش رسول جعفریان، تهران، کتابخانة مجلس، 1388، ص 280) آمده است.

ـ در ص 64 مؤلف از اصطلاح «کاغذ پوستی» برای اشاره به کاغذهایی که از پوست تهیه میشده استفاده کرده است.

چون امروزه کاغذ پوستی خود اصطلاحی است برای نامیدن نوع خاصی از کاغذ، بهتر است برای نامیدن کاغذی که در قدیم از پوست ساخته میشده از اصطلاحات دیگری چون «کاغذ پوست» یا چنانکه مصطلح قدما بوده از «ورق آهو» استفاده کرد (نک: دو فهرست از نسخههای خطی کتابخانة آستان قدس رضوی مربوط به سالهای 1010 و 1149-1150 ق، چاپ عکسي در اوراق عتیق 2، به کوشش محمدحسین حکیم، تهران، کتابخانة مجلس، 1390، صفحات 609 - 614).

ـ ص 66 در باب مسطر نوشتهاند: «مسطر عبارت بود از یک صفحة مقوایی که چند رشته نخ تابیدهشده را بر روی آن به صورت موازی در کنار یکدیگر تعبیه میکردند. فاصلة این نخها به اندازة فواصل مورد نیاز برای سطرها قابل تنظیم و تغییر بود.»

گمان میکنم مقصود مؤلف از «قابل تنظیم و تغییر» استفاده از مسطرهای مختلف یا تغییر کلّی در مسطر بوده است. وگرنه از نمونه مسطرهای بازمانده از دورة قاجار چنین مشخص میشود که نخهای مسطر ثابت بوده مگر آنکه مسطر را اصطلاحاً بشکافند و از سر نو با فواصل دیگری نخکشی کنند.

ـ پس از آن در صفحة بعدی میخوانیم: «کاتبان پس از تنظیم این نخها به شکل و اندازة مورد نیاز، کاغذ مورد نظر (یعنی کراسهها) را روی مسطر قرار داده و با دست یا به وسیلة مهره کشیدن اندکی فشار میدادند تا نشان نخها روی کاغذ بیفتد.»

اثر مسطر را بر روی کاغذ بوسیلة دست ایجاد میکردند اما به واسطة حریر نازکی که به دور انگشت می‌پیچیدند تا چربی دست بر کاغذ نماند.

ـ در صفحة 105 در بخش انجامه آنجا که به مشترکات انجامه در نسخههای کهن فارسی پرداخته شده ضمن عنوان «به فرخی و پیروزی یا به فیروزی و فرخی» نوشتهاند: «این احتمال وجود دارد که نگارش عباراتی چون به فرخی و فیروزی از دانش استیفا به نسخهپردازی وارد شده باشد، چرا که این رسم از دیرباز در میان دیوانیان رایج بوده است.»

باید توجه کرد که تقریباً همة انجامههای نسخ پهلوی و اوستا با عبارتی مشابه آغاز میشوند. پس شاید نوشتن این عبارت در نسخههای فارسی، بازماندة سنت استنساخ در میان ایرانیان بوده باشد.

ـ در همین فصل (ص 108) به عبارت «سال بر» نیز توجه شده است.

این اصطلاح هم در انجامة متون پهلوی مکرر به چشم میخورد و تأییدی است بر نوشتة مؤلف که آن را مخصوص نسخههای کهن دانسته است.

ـ در همین فصلِ «انجامه» به انجامههای منظوم نسخ نيز پرداخته شده و نمونههایی از آن نوع انجامه ذکر گردیده است.

دو نمونة کهن دیگر را در اینجا میافزاییم: یکی دستنویسی از شاهنامه (کتابخانة بریتانیا، شمارة Or. 1403 مورخ 841 ق) (نک: یادداشتهای شاهنامه، جلال خالقی مطلق، تهران، دایرهالمعارف، ج 11، پیوست، ص 39-41) و دیگر نسخهای از منطق الطیر عطار، ظاهراً مورّخ 727ق (نک: تاریخ نسخهپردازی و تصحیح انتقادی نسخههای خطی، نجیب مایل هروی، تهران، کتابخانة مجلس،1380، ص 265).

ـ در فصل «جدول و کمند» که از نسخههای کهن با جدول دوخطی سرخرنگ صحبت شده از دستنویس ختم الغرائب (مورّخ 593) یاد شده است (ص 250).

در تأیید نوشتة مؤلف، نسخة قدیم دیگری با این ویژگی در اینجا یاد میشود که کهنترین نمونهای است که بنده تاکنون با چنین جدولی دیدهام: دستنویس خردنامه در کتابخانة سلیمانیه، به شمارة 328 با دو تاریخ 504 و 510 ق.

در فصل «فهرست نسخه» یک مطلب قابل ذکر است و آن تقسیم فهرستهای نسخ به دو دستة کلی است: یکی فهرستهایی است که معمولاً بین دیباچة کتاب و متن آن میآمده (مانند انیس الخلوه و جلیس السلوه از مسافر بن ناصر الملطوی، نسخة ش 1670 کتابخانة ایاصوفیا، چاپ نسخهبرگردان به کوشش محمد افشینوفایی و ارحام مرادی، تهران، کتابخانة مجلس، 1390، 8ر - 9ر) دیگر نوع فهرستهایی که در صفحات آغازین نسخهها آورده میشده است و تنظیم آن بیشتر برای مجموعههاي شعري و تذکرهها شایع بوده است (مثلاً جنگ محمود شاه نقیب، ش  (7) MS. V. 65 کتابخانة دانشگاه کمبریج از مجموعة براون).

 

(بخشی از جعبه‌آینۀ کتاب 9، منتشرشده در مجلۀ بخارا، شمارۀ 92، فروردین اردی‌بهشت 1392، صص 427- 430)