بيش‌تر اين معيارها را در تصحيح «ديوان» ساير شعرا هم مي‌توان به كار برد (متون نثر و منظومه‌ها گاه ملاك‌هاي متفاوتي دارند). گفتم شايد ذكر اين معيار‌ها خالي از فايده نباشد و ديگران هم ملاك‌هاي ديگري را براي تصحيح اشعار قدما ذكر كنند.

 

يك ـ در تصحيح ديوان حافظ بايد از چند نسخه استفاده كرد (تصحيح نبايد تك‌نسخه‌اي باشد).

دو ـ تصحيح ديوان حافظ بايد به روش التقاطي انجام شود (و نه انتقادي).

سه ـ براي اين كار بايد صرفاً از نسخه‌هاي خطي استفاده كرد (و نه متون چاپي).

چهارـ بايد از تمام نسخه‌هايي كه حدوداً تا 50 سال بعد از وفات حافظ نوشته شده، استفاده كرد.

پنج ـ بايد مستقيماً از اصل يا عكس (:كپي) نسخه‌‌هاي خطي استفاده كرد. به هيچ وجه نبايد با واسطه‌ي يك تصحيح ديگر از نسخه‌اي خطي استفاده شود.

شش ـ مصحح خود بايد نسخ خطي را ببيند و از آن‌ها رونوشت تهيه كند. امر رونويسي از نسخ را نبايد به ديگران سپرد.

هفت ـ مصحح بايد نسخه‌ها را نسب‌شناسي كند و نسبت به آن‌ها ديدي انتقادي داشته باشد. (ضبط همه‌ي نسخه‌ها به يك اندازه اعتبار ندارد، اما در عين حال نبايد يك نسخه را بي‌دليل بر ساير نسخه‌ها برتري داد).

هشت ـ ملاك‌هاي مصحح در داوري ميان نسخه‌بدل‌ها، به ترتيب اولويت عبارت است از:

ـ توجه به ضبط اقدم نسخ

ـ توجه به ضبط اكثريت نسخ

ـ توجه به نكات سبك‌شناختي، با اين اولويت:

ـ توجه به سبك بيان و كاربرد‌هاي خود حافظ

ـ توجه به سبك بيان و كاربرد‌هاي معاصران و هم‌سبكان حافظ (مانند: خواجوي كرماني، سلمان ساوجي، كمال خجندي، عبيد زاكاني و ...).

ـ توجه به سبك بيان و كاربردهاي شاعران مقدم بر حافظ، به‌ويژه شاعران موردتوجه او (مانند: نظامي، ظهير فاريابي، كمال‌الدين اسماعيل، سعدي و ...).

 نه ـ توجه به بافت زباني و سنت‌هاي ادبي قرن هشتم و پرهيز از امروزين‌سازي و جوان‌سازي متن.

ده ـ مصحح بايد ذوق متعارف داشته باشد (بلكه بايد گفت بايد عقل سليم داشته باشد!).

يازده ـ مصحح بايد حتي‌المقدور از دخالت ذوق و سليقه در كار خودداري كند و بكوشد تا انس و عادت او به برخي صورت‌ها، در كار او تأثير نگذارد.

دوازده ـ مصحح بايد نسخه‌بدل‌ها را ذكر كند، و اين نسخه‌بدل‌ها گزينشي هم نباشند.

سيزده ـ دلايل مصحح در ترجيح برخي صورت‌ها بر برخي ديگر بايد به ضميمه‌ي ديوان بيايد.