چند فایدۀ لغوی از ترجمۀ کهن تحسین و تقبیح ثعالبی
چندی پیش عکس دستنویس یگانۀ ترجمۀ کهن تحسین و تقبیح ثعالبی را از دوست عزیزم بهروز ایمانی به امانت گرفتم. شبی را به تورّق آن و احیاناً مقابله با متن چاپی گذراندم و حاصلش را اکنون با خوانندگان این وبلاگ در میان میگذارم. این کتاب را آقای عارف احمد الزغول از روی میکروفیلمی که مرحوم مجتبی مینوی از همین نسخۀ مورد بحث ما تهیه کرده بود تصحیح و در انتشارات میراث مکتوب (1385) به طبع رساندهاند.
این دستنویس به شمارۀ 3716 در کتابخانۀ فاتح ترکیه نگهداری میشود. ورق پایانی نسخه افتاده است و از تاریخ کتابت آن بیاطلاعیم. با این حال به نظر میرسد در حدود سال ششصد (یا کمی پس و پیشتر) به کتابت درآمده باشد. از عبارت ذکر نام مترجم بر ظهر نسخه (ترجمۀ الکاتب محمد بن ابیبکر بن علی السّاوی احسن الله عاقبته)، همسانی نام مهدیالیه کتاب و کسی که نسخه به رسم خزانۀ کتب او نوشته شده، و نیز از وجنات نسخه چنین به نظر میرسد که به خط مترجم است.
تا کنون کسی موفق به شناسایی مهدیالیه کتاب نشده است. نام وی در شمسۀ آغازین نسخه «مغیث الملۀ و الدولۀ و الدین ... نظامالملک آصف ثانی» و در دیباچه «مغیث الملۀ و الدولۀ و الدین ... نظامالملک، ملک ملوک الامرا و الاکابر و الوزراء (نسخه: + و) الاعظم جلالالدولۀ» آمده است.
اینک بعضی غرایب تلفظات و نوادر لغات که از عکس نسخه یادداشت شده است:
گ (با سه نقطه، یک بار، 89a)؛ آبگونه: «او مانندترین چیزی است به آب، از بهر آن نام او آبگینه است، یعنی آبگونه» (ص 175 چاپی، قس: آلاچیق ˂ آلاچوب (؟))؛ بَبَرد (29b)؛ بَدُزدَد (24b)؛ بعضی از (= یکی از، ص 240 چاپی)؛ تَنُک (67b)؛ جُوامرد (75a)؛ جُوان (66b)؛ خُرد و مرد کردن (63b)؛ خُوار (36a، 57a، 75a)؛ دُبیر (18b، 69b)؛ دَرخت (44a)؛ زُبان (13a، 21a، 30b)؛ زُبانه (69a)؛ زُنبور (68b)؛ زنُویَه (= بانگ و مویه، 69a)؛ زمَستان (68b، 69a)؛ سخُن (28a)؛ سفط (24a)؛ سُوار (43a، 55b)؛ قؤل (72a)؛ کِسرِی (27a)؛ کَشت خُوذ میدَرَوَذ (26b)؛ کتّان (72a)؛ کواره (= سبد حصیری، در اینجا بخشی از کندوی مصنوعی: «انگبین رُفته از کواره»، 37a)؛ گُزند (88a)؛ «مانید» بجای «مانَد» (ص 239، 240 چاپی)؛ مُزاح (44b)؛ ملاژه (با ژ، 75b)؛ میسَراید (18a)؛ نَوباوه (78b)؛ نوشتن و نبشتن هر دو صورت را مکرّر در کنار هم دارد؛ نُهفت (75a)؛ نِیارَد (74a)؛ وُ (19b)؛ هَزار (27a، 41a).
و سرانجام یکی دو اشکال در متن چاپی که از دست رفتن آنها موجب ضرر دیدن خوانندگان دوستار فقهاللغه است:
«به زاد برآمدگی» (83b) به معنی مسنّ شدن که در متن چاپی «تو را دیرآمدگی» (ص 232) آمده است؛ «اگر دانستتی کی ... آن را بیافتتی» (12a) که در متن چاپی به «اگر دانستی که ... آن را بیافتنی» (ص 25) ساده شده است.
پژمان فیروزبخش