پیشکش به دوستان دفتر مجلۀ نامۀ بهارستان

 

رسالۀ سواد الخط یا خط و سواد مجنون رفیقی هروی (وفات پیش از 957ق) را اهل فن همه می‌شناسند. آقای نجیب مایل هروی آن را بر اساس دو نسخۀ خطی در کتاب‌آرایی در تمدن اسلامی منتشر کرده‌اند. نسخۀ کهن‌تر متعلق به کتابخانۀ مرکزی دانشگاه تهران (ش 3522) است کتابت سال 1056ق، و دیگری از آن کتابخانۀ ملک (ش 526) که پیش از 1271ق استنساخ شده است.[1]

چند سالی است که کتابخانۀ دانشگاه یوسی‌ال‌ای تصویر تعداد قابل توجهی از نسخ خطی فارسی خود را (از مجموعۀ کارو میناسیان) بر روی سایت گذاشته است. چون به واسطۀ راهنمایی دوست عزیزم جواد بشری در آن سایت به دنبال کتابی بودم، ملتفت شدم نسخۀ دیگری از سواد الخط در ضمن مجموعۀ شمارۀ 389 آن کتابخانه وجود دارد. این مجموعه سه رساله دارد: سواد الخط، صراط السطور سلطانعلی مشهدی و منظومۀ رسم الخط مجنون رفیقی. کاتب، که پنج سالی در گیلان از وطن خویش به دور بوده است، در 15 شعبان 1244 در اکبریۀ لاهیجان از نوشتن این رسائل فارغ گردیده است.

از مقابلۀ مجمل و جسته‌گریختۀ سواد الخط مسطور در این نسخه با متن چاپی رساله چنین دستگیرم شد که نسخۀ کتابخانۀ یو‌سی‌ال‌ای علیرغم اینکه دویست سالی از نسخۀ اساس تصحیح جدیدتر است اما مزیتی چند بر متن مصحَّح دارد. از جمله اینکه در پایان فصل هفتم (در تعریف کاغذ و رنگ آن) بخشی در طریق ساختن کاغذ ابری اضافه دارد.

علی حسینی از صنعت‌شناسان عصر قاجار و صاحب کشف الصنایع در فصلی از این کتاب که به بیان صحافی اختصاص داده بخشی با عنوان «طریق ساختن کاغذ ماربل» آورده است که تقریباً به عین عبارت برگرفته از رسالۀ سواد الخط است (کتاب‌آرایی در تمدن اسلامی، ص 562- 563). پیش از این گمان می‌شد آنچه در کشف الصنایع آمده در توصیف روش ابری‌سازی در زمان قاجاریه است. اما اکنون می‌توان یقین دانست که این روش در زمان حیات مجنون رفیقی هروی، یعنی در اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم ق، رایج بوده است. روش‌های جدیدتر ابری‌سازی در رسالۀ دیگری که تحت عنوان «در بیان رنگ کردن کاغذ» به طبع رسیده (کتاب‌آرایی در تمدن اسلامی، ص 519) و رسالۀ جلدسازی یوسف حسین (تصحیح علی صفری آق‌قلعه، ابیات 674- 751) آمده است.

اینک متن بخش نویافتۀ رسالۀ سواد الخط مجنون بر اساس نسخۀ خطی کتابخانۀ دانشگاه یوسی‌ال‌ای آورده می‌شود:

 

طریق کاغذ ابری: اول آنکه رنگ‌های جسمی را صلایه نماید. بعد از صلایه شدن بر روی همان سنگ بگذارد که خشک شود. بعد از خشک شدن دیگر باره آب بر آن ریخته، اندک ساعت صلایه می‌نموده باشند. سه مرتبه به این طریق. و مطلب از این تکرار نرم شدن نیست، بلکه پوچ و سبک شدن است. که اگر نرم شدن مراد بودی به شستن نرمی حاصل می‌شد.

چون رنگ‌ها را به طریق مذکور به عمل آورند شنبلید را بجوشانند تا خوب پخته گردد. بعد از آن در میان ظرفی بر هم می‌مالیده باشند، چنانکه لعاب غلیظی از آن حاصل شود که غلظت او کمتر از شیره نباشد. بعد از آن از کرباسِ عددکاری (؟) و بالش، دست صاف نمایند و لعاب مذکور را در میان طشتی که بزرگی آن به مرتبه‌ای باشد که ورق کاغذ در میان آن بگنجد بریزند. و اگر حوضچه‌ای از چوب به قدر عرض و طول ورق کاغذ باشد بهتر، مشروط بر اینکه محل وصل را به قیر اندوده باشند که هیچ رخنه‌ای و فرجه‌ای نباشد.

و کاغذ بی‌آهار و مهره را که قبل از این به آب زاج سفید طبخ یافته، کشیده و خشک کرده باشند حاضر نمایند. بعد از آن رنگ‌ها را به صمغ زده، هر یک را در پیاله‌ای علیحده مهیّا نمایند. و قلم موی بسیار بزرگ حاضر نمایند. و شانۀ سامان‌داده حاضر باشد. در هنگام چند قطره آب هریطه در میان رنگ چکانیده و به قلم مذکور بر هم زده، فی‌الحال به همان قلم رنگ را بر روی لعابی که در میان ظرف است بچکانند. بعد از آن رنگ‌های دیگر را به طریق مذکور بچکانند و شانه بر روی رنگ‌هایی که بر روی لعاب مذکور چکانیده‌اند بزنند، به هر حرکتی و وجهی (؟ اصل: موحّبی) که خواهند.

بعد از آن کاغذ را بر روی آن انداخته، فی‌الحال کاغذ را از روی آن برداشته، ظرفی را که رنگ ندارد به روی تخته بیندازد و فی‌الحال آب سرد از لولۀ آفتابه برو ریزند، چنانچه لعاب‌های آن شسته شود. مشروط آنکه دستی که آفتابه دارد از دستی که تخته دور باشد که به زور آب لعاب‌ها شسته نشود. بعد از آن کاغذ را از روی تخته برداشته، در جایی هموار گذاشته، خشک سازند. بعد از آن آهار و مهره نمایند.

 

مستعجلاً قلمی شد، پژمان فیروزبخش

 



[1]  کتاب آقای قلیچ‌خانی را در دسترس نداشتم تا ببینم این رساله بر اساس چه نسخی تصحیح کرده‌اند.