دوست عزیزم یوسف سعادت به‌واسطۀ علاقه‌ای که زبان و رمزگشایی‌های زبانی دارد صرف وقت کرده و پیشنهاد‌هایی برای خواندن دو بیت فهلوی مندرج در تاریخ قم مطرح نموده است. برای اینکه حاصل تلاش او در دسترس خوانندگان باشد با کسب اجازه از خودش نوشته‌اش را در پست مستقلی می‌آورم.

من راجع به خوانش‌های او در اینجا اظهار عقیده‌ای نمی‌کنم تا باب صحبت بر همه باز باشد. فقط ناگزیر از توضیح نکته‌ای هستم که ممکن است سهوالقلم باشد. در بازنویسی مصراع دومِ بیت نخست به‌جای «نشانام» باید «درنشانام» نوشت، وگرنه وزن خراب می‌شود. اینک نوشتۀ یوسف سعادت:

 

از دید بنده، شاید بتوان در بیت

خدش درمان برم آفش بوشاام/ بذش کسخر کرام ماوش درنشانان

بر خلاف نظر مرحوم تفضّلی، ‘کسخر’ را تصحیف ‘کشفر’ به معنای «کشور» دانست. در پارتی (پهلوی اشکانی) که مانند آذری از زبان‌های ایرانی شمال غربی بوده، این واژه kyšfr نوشته شده است (دورکین-مایستررنست 2004، ص. 222). دهخدا برای کشور معنای «موطن. مولد. وطن. (یادداشت مؤلف). زیستن‌جای» را نیز داده است و این شاهدها را آورده:

به درگاه چون گشت لشکر فزون/ فرستاد بر هر سویی رهنمون

که تا هر کسی را که دارد پسر/ نماند که بالا کند بی هنر

سواری بیاموزد و رسم جنگ/ به گرز و کمان و به تیر خدنگ
چو کودک ز کوشش به‌نیرو شدی/ بهر جستنی در بی‌آهو شدی
ز کشور به دربار شاه آمدی/ بدان نامور بارگاه آمدی (فردوسی)
صبا اگر گذری افتدت به کشور دوست/ بیار نفحه ای از گیسوی معنبر دوست (حافظ)

 

واژۀ ‘ماوش’ را هم شاید بتوان تصحیف ‘مانش’ یا ‘مونش’ به معنای «میانش، میان آن» دانست. ‘میان’ در برخی زبان‌های ایرانی از جمله آذری (تاتی جنوبی) منطقۀ رامند، به معنای «در» به کار می‌رود؛ برای نمونه šār-e mon به معنای «در شهر» است.

بنا بر این، مصراع ‘بذش کسخر کرام ماوش درنشانان’ را شاید بتوان چنین بازنویسی کرد: ‘بذش کِشفَر کَرام مانش نِشانام’ «به آن کشور[ی] بسازم و در آن [کشور ساکنانی را] بنشانم». که ‘نشانام’ در آن فعل اول‌شخص مفرد سببی التزامی است که در معنای آینده به کار رفته است.

به نظر بنده می‌رسد که در بیت

خرّه دی بها کش تو پورزاداه/ افرنک الشتحر تمامی نحیره یوم

از عنصرهای ‘دی بها’ بتوان واژۀ ‘ویب’ را بازسازی نمود. به سخن دیگر، ‘د’ در ‘دی’ تصحیف ‘و’ است و ‘بـ’ در ‘بها’ واج پایانی ‘ویب’ است. نام گیو، پدر بیژن، در متن‌ها ‘ویو’ هم آمده است (یوستی 1895، ص. 366). البته این نام ‘وی’ هم آمده (همان‌جا)، یعنی شاید تنها کافی باشد ‘دی’ را تصحیف ‘وی’ بدانیم. اگر حدس آقای فیروزبخش درست باشد و عنصر ‘لشتحر’ در این بیت همان ‘کسخر’ بیت پیشین باشد، آن را نیز شاید بتوان تصحیف ‘کشفر’ «کشور» دانست.

یوسف سعادت